از مسجد گه بیرون می آیم چندتا پسرک ایستاده اند. بلافاصله که مرا می بینند یکیشان می گوید می خواهیم ایسگاه صلواتی بزنیم و من اسکناسی از زیپ عقب کیف کوچکم به او می دهم.بیرون که می آیم می بینم در خیابان اصلی شهرک، سه تا ایسگاه صلواتی دارند بنا می کنند

فکری می شوم که چه می شود اگر این ایستگاه ها به جز پخش چای و احیانا دیگر نذری ها کار دیگری هم بکنند

کاری از جنس فرهنگ

یا حتی کمک به همسایه ها در امورات مختلف

به نیت هدیه به ساحت حضرت آفتاب.